web 2.0

1/20/2011

تصحیح یک خبر

گرایش رمان به سمت تحلیل شهر و شخصیت‌دهی به عنصر شهر به مثابه‌ی شخصیت داستانی، به عنوان یکی از مهمترین جریان‌های رمان دهه‌ی هشتاد، عنوان اصلی صحبتم در «نشست بررسی تحولات اجتماعی در رمان دهه‌ی هشتاد» بود. پس از ارائه‌ی تعریف و توضیح شرایط و ساختار این‌گونه‌ی داستانی در مرحله‌ی اول صحبت‌هایم، به دلایل رشد این نوع داستانی پرداختم. محورهای اصلی در نقد این شیوه دو بخش اصلی داشت. 
اول این‌که تبدیل فرد به جمع، نویسنده را از افتادن در عرصه‌ی بارها تجربه شده‌ی واکاوی ناخودآگاه شخصیت داستانی مصون می‌کند. شیوه‌ای که روشنفکری سنتی ما بارها به آن پرداخته و امروز با تحولات اجتماعی صورت گرفته برای خواننده‌ی امروز چندان مورد پسند نیست و نویسنده هم میل به تجربه‌ی فضاهای جدیدتری دارد. شکاف بین آن شیوه و تلاش نویسنده‌های جدید برای بازبینی ریشه‌های نگاه منتقدانه‌شان روند رو به رشد این نوع رمان را تشدید می‌کند. با توجه به ویژگی مهم تمایل به خشونت و شهوت در این نوع رمان، اساساً حرف زدن و انتقاد جمعی، نویسنده را از نزدیک شدن به حاشیه‌های خطرناک ممیزی نجات می‌دهد. 
دوم این‌که سیاست‌های اشتباه مدیریت فرهنگی، سانسور بی رویه و سلیقه‌ای و امنیتی کردن فضای هنر، نویسنده‌ها را ترس خورده می‌کند و امکان تعامل سازنده و رقابت بین آن‌چه ادبیات ارزشی نام‌گرفته را با ادبیات روشنفکری و منتقد، سلب می‌کند. همین هراس باعث می‌شود بسیاری از نویسندگان، تیغ نقد خود را به سمت کلیت شهر نشانه بروند و سیاه‌نمایی که از طرف دو نفر دیگر حاضر در نشست تقبیح می‌شد، به این دلیل به وجود آمده. گسترش گرایش به این نوع، به دلیل وجود فضای نسبتاً امنی است که این شیوه در اختیار نویسنده می‌گذارد. بنابراین مدیریت فرهنگی کشور اگر در سایر زمینه‌ها میل به گسترش و شنیدن صداهای تازه دارد باید روادارانه به ایجاد محیطی امن و متعارف بپردازد تا همه بتوانند به کارشان بپردازند و تضارب آراء شکل بگیرد. 
در پاسخ به انتقاد حضار براین جریان که نویسنده‌های این طیف با مستقل خواندن خود به خلق فضای تاریک و بی خاصیت و عقیم در رمان‌هایشان می‌پردازند توضیح دادم که با این رویکرد که شما می‌گویید، «نویسنده‌ی مستقل» واژه‌ی مضحکی است که باید از ادبیاتتان کنار بگذارید. نقد اجتماعی بدون تعلق به یک دستگاه فکری مشخص اساساً اتفاقی غیر ممکن است. 

اما همین مضامین در طول حدود یک ساعت حرف زدن، وقتی به سه پاراگراف تقلیل پیدا کند و چنان تدوین شود که خبر قابل انتشار باشد، کاملاً تهی از مفهوم و بلکه واژگون جلوه داده می‌شود. از دوستان خبرگزاری مهر خواهش می‌کنم با رعایت اخلاق حرفه‌ای درپیاده‌سازی متن نشست‌های تخصصی دقت بیشتری کنند.